تقریباً همه ما یک بار این جمله را گفتهایم یا در دلمان زمزمه کردیم: «هیچکس منو نمیفهمه… انگار زبان همو بلد نیستیم.» این احساس فقط مخصوص آدمهای درونگرا یا تنها نیست؛ حتی وسط جمع، وسط رابطه یا حتی داخل خانواده هم ممکن است حس کنیم صدای ما شنیده نمیشود. اما سؤال مهم این است که چرا؟ آیا دیگران مشکل دارند؟ ما بلد نیستیم حرف بزنیم؟ یا شاید… زبان گفتوگو را یاد نگرفتهایم؟
چرا گاهی هیچکس ما را نمیفهمد؟
«احساسِ فهمیده نشدن»؛ ریشهاش کجاست و چطور میشود ازش عبور کرد؟
تقریباً همه ما یک بار این جمله را گفتهایم یا در دلمان زمزمه کردیم: «هیچکس منو نمیفهمه… انگار زبان همو بلد نیستیم.» این احساس فقط مخصوص آدمهای درونگرا یا تنها نیست؛ حتی وسط جمع، وسط رابطه یا حتی داخل خانواده هم ممکن است حس کنیم صدای ما شنیده نمیشود. اما سؤال مهم این است که چرا؟ آیا دیگران مشکل دارند؟ ما بلد نیستیم حرف بزنیم؟ یا شاید… زبان گفتوگو را یاد نگرفتهایم؟
در این نوشته با هم قدمبهقدم جلو میرویم تا بفهمیم: ریشه این احساس کجاست؟ چرا با بعضیها راحت حرف میزنیم ولی با بعضیها نه؟ و چطور میتوانیم کاری کنیم که حرفمان فقط شنیده نشود… بلکه فهمیده شود.
???? حقیقت اول: فهمیده نشدن، یک احساس عادی است
این حس یعنی ما نیاز به ارتباط داریم. وقتی کسی گوش نمیدهد یا نمیفهمد، احساس تنهایی شروع میشود. روانشناسان میگویند انسان فقط برای غذا و خواب ساخته نشده؛ بلکه برای دیدهشدن و فهمیدهشدن هم ساخته شده است. پس این حس، ضعف نیست. زنگ هشدار است؛ یعنی زمان تغییر رسیده.
???? حقیقت دوم: شاید بلد نیستیم حرف بزنیم!
در مدرسه ریاضی و ادبیات خواندیم، اما مهارت حرف زدن با آدمها را هیچوقت یادمان ندادند. گفتگو یک فرمول ساده دارد:
حرف زدن فقط برای خالی کردن دل است، گفتگو برای رسیدن به فهم مشترک است، مهارت برای تغییر رابطه لازم است.
گاهی ما فقط حرف میزنیم… اما گفتگو نمیکنیم. همینجاست که دعوا، قهر یا سکوت شروع میشود.
???? سه مهارت لازم برای اینکه فهمیده شویم
۱. حرفت را قبل از گفتن، بفهم
گاهی ما خودمان نمیدانیم دقیقاً چه میخواهیم بگوییم. اگر چند ثانیه قبل از صحبت مکث کنیم و بپرسیم «من الان دقیقاً چی میخوام بگم؟» هم حرفمان دقیقتر میشود و هم تنش کمتر میشود.
۲. با «تو» شروع نکن؛ با «من» شروع کن
به جای اینکه بگوییم «تو هیچوقت منو نمیفهمی… تو همیشه مقصری!» میتوانیم بگوییم: «من وقتی این اتفاق میفته، حس میکنم تنها هستم…»
جملههای با «من» شروع گفتگو هستند.
جملههای با «تو» شروع دعوا هستند.
۳. گوش دادن یعنی تغییر دادن
گوش دادن فقط یعنی سکوت کردن نیست؛ یعنی تلاش کنیم بفهمیم طرف مقابل چرا این حرف را میزند. گوش دادن یعنی بپرسیم: «منو راهنمایی کن… دقیقتر بگو منظورت چیه.»
وقتی گوش میدهیم، در حقیقت داریم میگوییم: «من برای فهمیدن تو اینجام… نه برای قضاوت کردنت.»
???? و خبر خوب؟
این مهارتها ارثی نیستند؛ یادگرفتنی هستند. اگر بلد نبودی، یعنی ازت گرفته نشده… فقط هنوز یاد نگرفتهای. در ادامه زندگیبلد، همین مهارتها را با مثالهای واقعی و تمرینهای ساده یاد میگیری — نه فقط برای بهتر شدن رابطهها… برای آرامتر شدن زندگی خودت.
اگر حس کردی کسی تو را نمیفهمد، شاید هنوز زبان گفتوگو را یاد نگرفتهایم. و بلد شدن، یک مسیر است… و هر مسیر، فقط با یک قدم شروع میشود.
